Home / دعوت / به مناسبت 16حمل، نوزدهمین سالگرد تعیین امیر المومنین در نشست تاریخی قندهار
به مناسبت 16حمل، نوزدهمین سالگرد تعیین امیر المومنین در نشست تاریخی قندهار

به مناسبت 16حمل، نوزدهمین سالگرد تعیین امیر المومنین در نشست تاریخی قندهار


زندگینامهء ملا محمد عمر مجاهد (حفظه الله) زعیم امارت اسلامی

الحمدلله وکفی و الصلوة والسلام علی عباده الذین اصطفی امابعد :

بتاریخ شانزدهم ماه حمل سال 1375هـ ش روز بسیار مهمی در تاریخ ملت مسلمان ما رقم خورد، تقریبا دو دهه قبل در چنین روزی یک هزار و پنج صد تَـن از علماء کرام، مشایخ و رهبران جهادی افغانستان ملا محمد عمر مجاهد را بعنوان زعیم امارت اسلامی تائید کردند، با ایشان به حیث امیر بیعت کردند و لقب امیر المومنین را به ایشان تفویض نمودند.

این روز که در تقویم امارت اسلامی به حیث یک مناسبت تاریخی جای دارد، در سالهای گذشته نیز از جانب کمیسیون فرهنگی با نشر مقالات و مضامین خاص از آن یادآوری بعمل آمده است.

بخاطریکه نشر زندگینامهء مکمل زعیم امارت اسلامی، خواست و تقاضای بسیاری از تاریخ نویسان و محققین بود، کمیسیون فرهنگی را برآن داشت که برای یادآوری این روز تاریخی، آن را با نشر زندگینامهء مکمل امیر المومنین ملا محمد عمر مجاهد حفظه الله گرامی بدارد.

برای جلوگیری از تبلیغات نادرست تعدادی از نویسندگان دروغین، تاریخ نویسان و حلقات مغرض و بخاطر وضاحت بیشتر به نویسندگان و عامهء مردم، زندگینامهء عالیقدر امیر المومنین را به شرح ذیل بحضور شما تقدیم مینمائیم.

تولد و دوران کودکی:

ملا محمد عمر(مجاهد) فرزند مولوی غلام نبی، نوهء مولوی محمد رسول و نوادهء(نتیجهء) مولوی بازمحمد، در سال 1339 هجری شمسی مصادف با 1960 میلادی در یک خانوادهء متدین و علم پرور در قریهء چاهِ همت در ولسوالی خاکریز ولایت قندهار دیده به جهان گشود. مولوی غلام نبی صاحب، والد مرحوم ملا محمد عمر (مجاهد) نیز در همین ولسوالی خاکریز به دنیا آمده بود و در درسگاه ها و دوائر دینی مختلف همین منطقه تعلیمات دینی را حاصل نموده بود، که بعداً به امور تدریس و دعوت اسلامی در منطقه مشغول گردید که در نتیجهء تلاش و زحمت فراوان در این عرصه در میان مردم به عنوان یک شخصیت علمی و اجتمائی درخشید.

دو سال بعد از تولد ملا محمد عمر(مجاهد) والد گرامی ایشان از ولسوالی خاکریز قندهار به قریهء نودی در ولسوالی دند این ولایت کوچ کرد که در آنجا تا آخر زندگی خویش مشغول امور تعلیم و آموزش دینی باشندگان منطقه بود، ایشان در سال 1344 هجری شمسی مصادف با 1965 میلادی در آنجا وفات نمود و در قبرستان مشهور و قبلی طالبان در شهر قندهار به خاک سپرده شد.

ملا محمد عمر(مجاهد) در سن پنج سالگی بود که پدر بزرگوارشان را از دست داد، بعد از رحلت والد صاحب، آنها به ولسوالی دهراود در ولایت ارزگان رفتند و در آنجا تحت سرپرستی کاکاهایشان هریک مولوی محمد انور و مولوی محمد جمعه مراحل اولیهء زندگی و دوران کودکی خود را آغاز نمود.

پرورش و تعلیم ایشان:

ملامحمد عمر(مجاهد) در سن هشت سالگی برای فراگیری علوم دینی در مدرسهء ابتدائی منطقهء شهرکهنهء ولسوالی دهراود ولایت ارزگان شامل گردید. سرپرستی مدرسهء مذکور به عهدهء مولوی محمد جمعه، کاکای ملا محمد عمر(مجاهد) بود و ملا محمد عمر(مجاهد) نیز تعلیمات اولیهء دینی را از نزد ایشان آغاز کرد.

هر دو کاکاهای ملا محمد عمر(مجاهد) خصوصاً مولوی محمد انور در تربیه، پرورش و تعلیم ایشان توجهء خاص داشت.

ملا محمدعمر (مجاهد) دورهء ابتدائیه و متوسطهء تعلیمات شرعیه را در همین مدرسه با موفقیت به اتمام رسانید و با رسیدن به سن 18 سالگی تعلیمات عالی شرعی مروّج افغانستان را آغاز کرد، اما مرحلهء تحصیل تعلیمات عالی شرعی بخاطر شروع حاکمیت رژیم کمونیستی در سال 1357 هجری شمسی مصادف با 1978میلادی نیمه تمام ماند.

خانوادهء ایشان:

از نگاه قبیلوی ملا محمد عمر (مجاهد) از قوم تومزی قبیلهء هوتک است، هوتک یک شاخ بزرگ از قبیلهء پشتون است، هوتکی ها در تاریخ معاصر افغانستان قهرمانانی دین دوست، مدّبر، ملی و جهادی همانند شخصیت اسلامی و قهرمان حاجی میرویس خان هوتک دارند.

غازی قهرمان، حاجی میرویس خان هوتک رحمه الله که افغانها احترام خاصی به شخصیت ایشان دارند و او را به لقب افتخاری میرویس نیکه یاد می کنند، در سال 1088هجری مصادف با 1712 میلادی کشور را از حاکمیت صفوی های ظالم آزاد کرده و بنیاد یک حکومت مستقل و مقتدر اسلامی را پایه گذاری نمود.

اعضائ خانوادهء ملا محمد عمر (مجاهد) از نگاه تخصص، همه علماء و مدرسین علوم دینی بودند، آنها تمام زندگی خود را در راه خدمت به دین الله تبارک و تعالی، تدریس علوم شرعی و تربیهء دینی و فکری مسلمانان وقف کرده اند، از اینرو در منطقهء خود مقبولیت زیادی داشتند و از لحاظ معنوی با وقارترین و معزز ترین اشخاص در جامعهء شناخته شده اند، که همه به این خانواده عزت و احترام خاصی داشتند، تولد و پرورش ملا محمد عمر(مجاهد) در چنین خانوادهء علمی و روحانی و تحت سرپرستی و توجهء مستقیم مربّیان علمی و فکری، در رشد و تبارز توانائی ها و صلاحیت های جهادی و فکری ایشان رول عمده داشت که ایشان در بین دیگر اعضای جامعه به حیث یک شخصیت مخلص، مجاهد، دلسوز و دارای احساس اسلامی و ملی ظهور نموده و با تلاشهای جهادی و اصلاحی خویش توانست جامعه را از فساد، ظلم و بی عدالتی و کشور عزیز افغانستان را از شر و فتنهء تجزیهء محتوم نجات دهد.

خانواده، برادران، کاکاهای ملا محمد عمر (مجاهد) تماماً مجاهدین بوده و تا اکنون چهار تن از اعضای این خانواده شهید شده اند.

در روز نخست تجاوز آمریکا بر افغانستان که بتاریخ 15/6/1379- 7/10/2001 صورت گرفت، ملا محمد حنفی کاکای ملا محمد عمر (مجاهد) اولین شخصی بود که در حملهء هوائی تجاوزگران وحشی آمریکائی به شهادت رسید.

جهاد ومبارزه ایشان:-

ملا محمد عمر (مجاهد) به سومین دههء عمر خود نرسیده بود که کمونیست ها با انجام کودتای نظامی قدرت در افغانستان را در دست گرفتند، در چنین وضعیتی برای ملا محمد عمر(مجاهد) همانند دیگر متعلمین کشور ادامهء تعلیم و فراگیری دروس دینی ناممکن مینمود، زیرا نخستین مقابله و دشمنی کمونیست های ملحد در سطح کشور با علماء ، طلباء، محصلین و شخصیت های دینی بود، نتیجتاً ملا محمد عمر (مجاهد) نیز لازم دانست که تعلیمات عالی دینی خود را نیمه تمام گذاشته و برای انجام مسئولیت شرعی خویش از مدرسه بسوی جبهات جهاد حرکت کند.

ایشان سلسهء جهاد و مبارزات خویش را از تنظیم حرکت انقلاب اسلامی در ولسوالی دهراود ولایت ارزگان آغاز نمود، بعد از گذراندن مدت زمانی در این ولسوالی، ایشان به عنوان یک شخصیت شجاع و مجاهدی با شهامت در سطح ولایت ارزگان مطرح گردید و در ساحات و مناطق مختلف این ولایت در عملیاتهای نظامی متعدد بر خلاف کمونیست ها رول فعال و تاثیرگذاری ایفاء نمود، در نتیجهء این شهرت جهادی و رول موفق در عملیات های جهادی، ایشان در میان مجاهدین چنان مقبول گردید که حتی یکبار هنگامیکه در آن زمان از جانب مجاهدین مناطق مختلف بر ولسوالی دهراود عملیات تعرضی وسیع صورت میگرفت، ملا محمد عمر (مجاهد) به خواست و تقاضای تمام مجاهدین شرکت کننده در عملیات مذکور به حیث سرقومندان جبهات مختلف و قومندان تعرض تعیین گردید، که عملیات خوب و موفقی را نیز انجام داد، البته ایشان در این عملیات برای نخستین بار زخمی گردید، ایشان برای مدت بیشتر از سه سال همراه با مجاهدین منطقهء خویش در جنگ های مستقیم برعلیه کمونیست ها شرکت کرد.

همسنگران و دوستان جبهات ملا محمد عمر(مجاهد) میگویند که ملا محمد عمر آخند در آن زمان یعنی در وقت شروع جهاد علی الرغم اینکه از لحاظ سِنی عُمرش کم بود، اما استعداد و توانائی انجام هرنوع مسئولیت را داشت و از نگاه فیزیکی و جسمی یک جوانی صحتمند و قوی بود.

بعداً در سال 1362هجری شمسی مصادف با 1983 میلادی با برادران مجاهد و همسنگر خود بخاطر انسجام بهتر و بیشتر فعالیت های جهادی به ولسوالی میوند ولایت قندهار رفت و آنجا در جبههء قومندان فیض الله آخندزاده که قومندان مشهور جهادی تنظیم حرکت انقلاب اسلامی بود، بر خلاف عساکر اشغالگر شوروی و مزدوران کمونیستی آنان به جهاد مسلحانهء خود ادامه داد، در اینجا نیز در نتیجهء استعداد و قابلیت های نظامی و رول موفقانه در پلان گذاری و اجرائ عملیاتها، به ایشان محبوبیت و شهرت خاص بخشید که در سطح قومندانان منطقه قابل توجهء تنظیم های جهادی قرار گرفت و از طرف تنظیم حرکت انقلاب اسلامی تحت قیادت مرحوم مولوی محمد نبی محمدی ، مسئولیت مستقل یک جبهه به ایشان سپرده شد.

در بین سالهای 1362هـ ش الی 1370 (1983-1991) ملا محمد عمر (مجاهد) شخصاً در مربوطات ولسوالی میوند، ژری، پنجوائی و دند ولایت قندهار بر قوتهای اشغالگر شوروی و مراکز آنان که تقریبا همه روزه مجاهدین مشغول جنگ با دشمن بودند ، شرکت داشت. همچنین در شهر صفا و مربوطات مرکز قلات در ولایت زابل عملیات بسیار موفق بر خلاف کاروانهای اشغالگران شوروی بر شاهراه عمومی کابلقندهار صورت میگرفت که ایشان در تمام این عملیاتها شخصاً حضور داشت. اسلحه ای که بیشتر مورد پسند ملامحمد عمر (مجاهد) بود، “R.P.G.7 ” بود که مؤثرترین اسلحه بر ضد تانکهای جنگی روسی بود که مجاهدین آنرا راکیت می نامیدند، ایشان در استعمال و هدف گیری راکیت مهارت خاص داشت. قابل یادآوری است که در سطح ولایت قندهار و خصوصاً مناطق میوند، ژری و پنجوائی از جمله ساحات و مناطقی بودند که نقاط محوری شکست شوروی شمرده میشدند، در این مناطق و در شاهراه عمومی قندهار – هرات تا این اندازه تانک ها و دیگر وسایط دشمن تخریب گردیده بود که دشمن بخاطر حفاظت و نجات خود از خطر حملات مجاهدین از آنها به شکل موانع استفاده می کردند، طوریکه انها را در اطراف قرارگاه های خود بر یکدیگر چیده بودند.

ملا محمد عمر (مجاهد) در جریان عملیات های جهادی مستقیم با متجاوزین شوروی، چهار بار زخمی گردیده است و در آخرین بار چشم راست خود را نیز از دست داد.

ملامحمد عمر (مجاهد) در سطح قندهار و ولایات همجوار یک قومندان جهادی برجسته و پیش قدم بر علیه متجاوزین شوروی و مزدوران کمونیستی آنان شناخته میشد، که در بسیاری از عملیاتهای جهادی نقش و رول بارز داشت، که دراینجا بعضی از اقوال و خاطرات دوستان و همسنگران او در زمان جهاد بر ضد شوروی را به عنوان مثال نقل قول می کنیم.

۱در ولایت قندهار یک پوستهء بسیار مستحکم بود که انرا پوستهء بَدوان میگفتند، دشمن در یک نقطهء حساس و حاکم بر منطقه و ساحات اطراف تانکی را مستقر کرده بود که در نتیجهء انداخت های این تانک مجاهدین بسیار با مشکل مواجه بودند، مجاهدین بسیاری تلاش کردند که این تانک را هدف قرار داده و از بین ببرند تا از شرّ این بلا خلاص شوند اما علی الرغم تلاشهای مکرّر هیچیک از مجاهدین موفق به از بین بردن این تانک نشدند، بلاخره مجاهدین برای کمک ملا محمد عمر (مجاهد) را از سنگ حصار خواستند، تا بلکه او بتواند تانک پوستهء بدوان را از بین ببرد، و همینطور نیز شد، ملا محمدعمر (مجاهد) توسط آرپی جی خود تانک مذکور را هدف گرفته و از بین برد، که این یک دست آورد بسیار بزرگ برای مجاهدین در آن زمان بود.

۲در دوران جهاد بر علیه روسها در یکی از جنگهای رو در رو در ساحهء محله جات که یکتن دیگر از شخصیتهای مشهور و جهادی قندهار شهید ملا عبیدالله آخند که بعداً وزیر دفاع امارت اسلامی و بعد از تجاوز و اشغال آمریکا بحیث نائب امیر المومنین ملا محمد عمر (مجاهد) ایفائ وظیفه نمود، نیز با ایشان همسنگر بود، در آن جنگ به اندازه ای تانک ها و موترهای دشمن را از بین بردند که فردای آن روز مردم با دیدن آنهمه تانکهایی که از دور نمایان بودند، فکر می کردند که نیروهای دشمن هنوز هم در منطقه موجود هستند، حال آنکه اکثریت وسایط دشمن از بین رفته و سوخته و مابقی آنها به مراکز خود بازگشته بودند.

۳در هنگام جهاد بر ضد روسها تانک های دشمن بر شاهراه عمومی قندهار- هرات از ولسوالی ژری در منطقهء سنگ حصار عبور می کردند، ملا محمد عمر (مجاهد) که ملا برادر آخند ( بعداً نائب امارت اسلامی شد) نیز با ایشان همراه بود، آنها با داشتن تنها چهار فیر مرمی راکیت جنگ بر کاروان دشمن را شروع کردند، که در نتیجه با همین چهار فیر مرمی توانستند، چهار تانک دشمن را نشانه رفته و از بین ببرند.

۴ملا برادرآخند که در دوران جهاد در کنار ملا محمد عمر(مجاهد) بوده است، میگوید که ملا صاحب به اندازه ای تانک های شوروی ها را از بین برده است که در نتیجهء زیاد بودن تعداد آنها، همسنگرانش نمیدانستند دقیقا به چه تعداد تانکهای دشمن را از بین برده است.

همزمان با سقوط حاکمیت کمونیستی نجیب و آغاز جنگهای تنظیمی در سال ۱۳۷۱ هجری شمسی مصادف با ۱۹۹۲ میلادی، ملا محمد عمر (مجاهد) همانند دیگر مجاهدین راستین، اسلحه را از شانه اش برداشت و در منطقهء جهادی خود در کنار مسجد حاجی ابراهیم در قریهء گیشانو، سنگ حصار ولسوالی میوند ولایت قندهار یک مدرسهء دینی را ایجاد کرد و در این مدرسه بعد از چهارده سال مشکلات جهادی همراه با چندین تن از همسنگران دوران جهاد خود برای تکمیل تعلیمات شرعی ناتمام خود، به فراگیری دروس دینی روی آورد.

در این هنگام بشمول پایتخت کابل، تمام کشور را جنگ ها و درگیری های تنظیمی فرا گرفته بود، برای بدست آوردن مقاصد و آرزوهای شخصی تعدادی از جنگ سالاران تنظیمی، آرمانهای پاک جهاد مقدس نیمه تمام مانده و اُمید و آرزوهای یک و نیم میلیون شهدای ملت مسلمان افغان همچنان زیر پا بود.

قیام در مقابل فساد و تاسیس امارت اسلامی

بعد از سقوط رژیم کمونیستی، بجای اینکه نظام اسلامی تاسیس گردد و آرزو و آرمان سالهای سال ملت مجاهد به ثمر نشیند، جنگهای فیمابین داخلی آغاز گردید، مجاهدین راستین توسط یک دسیسهء منظم ضعیف گردیده و یا هم کاملاً از صحنه بیرون رانده شدند، حتی تعدادی از مجاهدین قبلی که باید کمونیست ها را محاکمه نموده و به سزای اعمالشان می رساندند، آنان را در کنار خود نشاندند، و تعدادی دیگر بصورت منظم غارت و چپاول وطن و بی عزتی و بی آبرویی ملت را آغاز کردند.

نتیجتاً در تمام کشور هرج و مرج حکمفرما گردیده و افغانها دوره ای را تجربه کردند که شاید افغانهای قبلی نمونه و مثالی همانند آنرا ندیده باشند، سر، مال، عزت و ناموس هموطنان مؤمن هر لحظه با تهدید مواجه بود، به روی سرکها و راه ها پوسته ها و زنجیرهای تفنگسالاران خودسر، جاهل و پست فطرت همه جا موجود بود، که هرکدامشان طبق مزاج و رواج خود، نه اینکه از هموطنان ناتوان پول میگرفتند، بلکه از تجاوز بر عزت و ناموس هموطنان نیز باکی نداشتند، چور و چپاول سرمایه های ملی و معنوی کشور، غنائم جهاد و حتی جنگلات و معادن کشور نیز بصورت بی رحمانه ای آغاز گردید که ما هیچگاهی مثال و همانند آن را در تاریخ گذشتهء کشور سراغ نداریم، ملت مؤمن که چهارده سال جهاد کرده بود، نه اینکه ثمره و حاصل جهاد با خطر ضایع شدن مواجه شده، بلکه زندگی روزمره اش نیز با تهدیدات روبرو گردیده بود.

در نتیجهء فتنه، هرج و مرج، فساد اجتمائی، قتل و کشتار، چور و چپاول، ظلم و وحشت، درد و رنج ملت مسلمان هر لحظه بیشتر و بیشر میگردید، مجاهدین راستین که برای آزادی، صلح، عزت و سربلندی ملت مؤمن افغان مبارزه کرده بودند با مشاهدهء چنین وضعیتی سخت در رنج و عذاب بودند.

ملا محمد عمر (مجاهد) که در این هنگام همراه با دوستان مجاهد خویش در ولسوالی میوند قندهار زندگی میکرد، همانند مجاهدین راستین دیگر با مشاهدهء این اوضاع بسیار رنجیده و ناراحت بود، ایشان خود شاهد حال بودند که بر شاهراه قندهار – هرات قدم بقدم پوسته و پاتک ایجاد شده بود، و تمام روز مسافرین مظلوم، زنان و محاسن سفیدان توسط تفنگسالاران بداخلاق چور و چپاول گردیده، بی عزّت و بی آبرو و حتی کشته میشدند، باید بگوئیم که در این هنگام پوسته ها و پاتک ها در قندهار به حدی زیات بود که تجّار کشور وقتی از هرات به قندهار، بولدک و بادر اموال خود را انتقال میدادند، بجای اینکه اموال خود را از راه عمومی عبور دهند در نتیجهء موجودیت بیش از حد پاتک ها، اموال خود را در میوند تخلیه می کردند و بعداً آنرا از راه ریگ در دشت ها با هزاران مشکلات و پرابلم ها اموال خود را تا سرحد می رساندند، تا از شرّ پاتکسالاران در امان باشند.

ملامحمد عمر(مجاهد) و دوستان مجاهدش در مورد وضعیت داخل شهر نیز آگاهی داشتند، جائیکه تفنگسالاران خودسر شهر را کوچه به کوچه در بین خود تقسیم کرده بودند، ملکیت های بیت المال را بصورت مسلسل غصب می کردند و با پول نقد میفروختند، بر زمینهای دولتی مارکیت اعمار میکردند، علاوه بر این همیشه در میان خود به جنگ و درگیری مشغول بودند که ملت متحمل همهء این رنج و مصیبت بود.

این ناهنجاریهای دومدار و بی پایان مجاهدین را مجبور ساخت که برای از بین بردن فساد و تحفظ سر و مال مسلمانان عزم خود را جزم نموده و ارادهء کار را بدست بگیرند، مجاهدین مشوره و نشست هایی را آغاز کردند، ملا محمد عمر مجاهد و رفقایش اولین مجلس را در منطقهء زنگاوات ولسوالی پنجوائی با علماء کرام مشهور و شناخته شده دایر کردند، این نشست علماء کرام تحت سرپرستی مولوی سید محمد صاحب که در جهاد زمان شوروی، قاضی عمومی مجاهدین قـندهار بود ( که به مولوی پاسنی صاحب شهرت یافته بود)، به ملا محمد عمر مجاهد گفتند که باید بر ضد فساد قیام کند و همهء آنها از او حمایت خواهند کرد، ملا محمد عمر مجاهد اساس تحریک اسلامی را از همین مجلس گذاشت و بتاریخ 15 محرالحرام 1415 هجری قمری بنیاد مبارزه بر ضد فساد و هرج و مرج گذاشته شد.

تحریک اسلامی تحت قیادت ملا محمد عمر مجاهد بخاطر از بین بردن و جلوگیری فساد، مبارزات خویش را آغاز کردند که با استقبال وسیع مجاهدین راستین ملت مواجه شدند، در قدم نخست ولایت قندهار و بعد از آن مناطق بیشتر از وجود تفنگسالاران بی بند و بار و فاسد تصفیه گردید، هنگامیکه که بیشترین مناطق کشور تحت تسلط طالبان درآمد، یک اجتماع عظیمی از علماء کرام و شیوخ افغانستان که تعداد آن بالغ بر 1500 تن بود، بتاریخ 15 ذوالقعده 1416 هجری قمری با دایر کردن نشست عظیمی در قندهار، با تائید امارت ملا محمد عمر مجاهد لقب امیر المؤمنین را به ایشان تفویض کردند. بتاریخ ششم مـیزان سال 1375هجری شمسی کابل، پایتخت افغانستان نیز تحت تسلط امارت اسلامی درآمد که متعاقب آن بشمول تمام مناطق مرکزی و شمالی افغانستان، امارت اسلامی بر 95% خاک افغانستان حاکم گردید.

امارت اسلامی افغانستان، تحت قیادت ملا محمد عمر مجاهد، نظام اسلامی استوار بر بنیاد و اساسات شریعت را در افغانستان پایه گذاری کرد، بعد از وقفهء طولانی یکبار دیگر به جهانیان نمونهء زندهء نظام اسلامی را تقدیم کرد، کشور را از تجزیه نجات داد و هم از افراد خودسر و غیر مسئول، اسلحه های بیت المال را جمع آوری نمود و یک امنیت و ثبات سرتاسری و نمونه را تحکیم بخشید، این دست آوردها در حالی به ثمر رسیده بود که تمام جهان بشمول ملل متحد برای این کار ناتوان و عاجز بودند، اما مستکبرین و جهان کفر تحمل این شریعت و امارت را نداشتند، از اینرو در مقابل آن موقف خصمانه اختیار کردند و بهانه های نادرست میتراشیدند تا اینکه در آخر امر به شکل مشترک و دست جمعی اقدام به تجاوز کردند.

شخصیت و رهبری ملا محمد عمر (مجاهد):

ملا محمد عمر (مجاهد) بحیث یک شخصیت و رهبری، دارای مزاج و سلیقهء خاص بود، ایشان برعکس دیگر مقامات و رهبران بلندرتبهء جهان از خودنمائی و تظاهر نفرت داشت، بدون ضرورت چندان شوق گفتگو را نشان نمیداد، اما در وقت ضرورت گفتارش پُخته، سنجیده و معقول بود، بطور مثال در آغاز حملهء آمریکا بر افغانستان که بخاطر ضعیف ساختن مورال مجاهدین و از بین بردن امارت اسلامی، ماشین تبلیغاتی و تلاشهای آمریکا بسیار فعال بود، و تمام رسانه های غربی، شبکه های رادیویی و تلویزیونی وقت، خود را به نشر آن وقف کرده بودند، ملا محمد عمر (مجاهد) در مقابل تمام تلاشهای تبلیغاتی و شیطانی با روحیه ای مطمئن و اعتماد کامل در سخنان عام فهم و سلیس به ملت خود پیام پرمحتوا، اطمینان بخش و محقق داد:” الله تعالی بر هرچیز قادر و تواناست، در نزد الله تعالی هیچگونه تفاوتی بین قدرت آمریکا و توان یک مورچه نیست، آمریکا و دوستانش این سخن را با تعمّق و غَور بشنوند که امارت اسلامی نظامی نیست که امیر آن همانند ظاهرشاه (پادشاه پیشین افغانستان) به رُوم برود و عساکر ( وافرادش) به شما تسلیم شوند، بلکه اینجا جبهات منظم جهاد وجود دارد. اگر شما شهرها و پایتخت را اشغال کنید و حکومت اسلامی را سرنگون سازید، مجاهدین ما در کوه ها و دشت ها مستقر خواهند شد، بعداً شما چه خواهید کرد؟ بعداً همانند کمونیست ها در هرجا کشته خواهید شد! شما بدانید و آگاه باشید که هرج و مرج ایجاد کردن آسان است اما دوباره از بین بردن بی نظمی و آشفتگی و ایجاد نظام، کار بسیار سختی است، مرگ حق است و هرکس طعم آنرا می چشد، اگر مرگ در حالت بی ایمانی و بی غیرتی و در دوستی با آمریکا باشد، بسیار خوب خواهد بود که بجایش با ایمان، با غیرت و در اسلام باشد؟

شاید در آن وقت بسیاری از سران به درستی این سخنان و کلام ملا محمد عمر (مجاهد) را نفهمیده و درک نکرده باشند، اما اکنون که تقریبا چهارده سال تمام از شروع این معرکهء نامتقارن می گذرد و بشمول آمریکائی ها، قوتهای ناتو و تمام دوستان ائتلافی شان در مقابل مجاهدینِ دست خالی و عقیده مند ملا محمد عمر (مجاهد)، با شکست آشکار مواجه هستند، توانسته اند سخنان تاریخی آن زمان ایشان را بفهمند.

همچنین ایشان در شروع تجاوز آمریکا در جریان ایراد بیانیهء رادیویی به ملت افغان با اشاره به تجاوزگران و مزدوران آنان گفت : ” اسلحه میتواند مرگ به بار آورد، اما جلو مرگ (اجل) را گرفته نمیتواند” جملهء مذکور برای برخی ها در آن زمان یک ترکیب بی مفهوم مینمود، اما اینست در سیزده سال گذشته، مصداق عینی مضمون مذکور را جهانیان با چشم سر مشاهده کردند، که قوتهای متجاوز با استفاده وزور اسلحه و تیکنالوجی پیشرفتهء خود تعداد کثیری را به کام مرگ کشانیدند، اما نتوانستند خود را از مرگ نجات دهند و در جریان سیزده سال بصورت مسلسل توسط مجاهدین قهرمان تحت رهبری ملا محمد عمر (مجاهد) کشته میشوند، زخمی گردیده و یا دستگیر میشوند.

این یک واقعیت عینی است که اکنون قوتهای مغرور و مجهز به اسلحه و تجهیزات پیشرفته آشکارا بر کشته و زخمی شدن هزاران تن از نظامیان خود در افغانستان اعتراف می کنند.

از دید ملا محمد عمر (مجاهد) از بسیار گفتن، کمتر عمل کردن ارجحیت دارد، زندگی ایشان عاری و بدور از تجمّلات و تشریفات است، زندگی پاک و ساده و حالت بی تکلف تمام زندگی ایشان را احاطه و مزیّن کرده است، لباس ساده، خوراک ساده، کلام سلیس و روان، رفتار متواضع از عادات فطری ایشان است، تکلف، متکلفین و وضعیت متکلفانه را دوست ندارد.

ایشان، جدیّت، تدبر اخلاص را از اساسات پیشرفت کارها میداند و از میان دوستان آن شخص را بیشتر می پسندد که مدبّر، مخلص و جدی باشد.

همچنین ایشان خود را با مشکلات، پرابلم ها و ناهنجاریها وفق داده است، در زمان هرگونه حادثهء بزرگ و وقوع مشکل وضعیتش کاملاً عادی می باشد، ترس و نگرانی به دلش راه نمیدهد، در هنگام خوشی یا مصیبت، کامیابی و یا ناکامی استوار و مطمئن بوده و بر خود کنترول دارد.

به علماء کرام و بزرگان احترام خاص دارد، فروتنی، متانت، وقار، حیاء، ادب، احترام متقابل، همدردی، ترحم و اخلاص از خصوصیات طبیعی ایشان است، عزم راسخ، توکل کامل به الله جل جلاله در تمام امور و باورمندی حقیقی به مقدّرات باریتعالی از مشخصات بارز زندگی ایشان است.

همین عوامل است که ملا محمد عمر (مجاهد) در دل رهروان و مجاهدین خود چنان محبوبیت دارد که تعلق ایشان نه به منصب ظاهری وابسته است و نه هم به امکانات مادی، اکنون که سیزده سال از اشغال افغانستان میگذرد، مجاهدین عام تحت رهبری ایشان جداء از اینکه با ایشان مستقیم ملاقات و دیدار داشته باشند، به اوامر شفاهی و مکتوبی ایشان چنان احترام قائل هستند که بخاطر تعمیل فرموده های ایشان از قربان کردن جانهای خود نیز دریغ نمی کنند.

اهتمام ایشان دربارهء قضایا و امور جهان اسلام:

ملا محمد عمر (مجاهد) بحیث مؤسس تحریک اسلامی و رهبر مسلمانان دربارهء قضایا و امور امت اسلامی اهتمام خاص دارد.

ایشان همیشه از داعیهء برحق مسلمانان فلسطین و مسجد اقصی نخستین قبلهء مسلمانان و در گوشه و کنار جهان از امور مربوط به اسلام و مسلمانان دفاع نموده است، ایشان آزاد کردن مسجد اقصی از چنگال غاصبین صهیونیستی را مسئولیت شرعی هر مسلمان میداند.

ملا محمد عمر مجاهد رهبری است که بر درد امت اسلامی دردمند است، اُخوت، همدردی، ایثار و همکاری با برادران مسلمان تنها شعار ایشان نبوده بلکه همیشه و در عمل آنرا ثابت نموده است.

انتماء عقیدوی و فکری ایشان:

ملا محمد عمر (مجاهد) از لحاظ عقیدوی و فکر رهرو منهج مسلمانان اهل السنة و الجماعة و مقلد مذهب حنفی است.

مخالف سرسخت خرافات و بدعات میباشد، اختلافات مذهبی، فکر و تنظیمی فیمابین مسلمین را دوست ندارد، به مجاهدین و تمام مسلمین در مورد استحکام وحدت اسلامی و هماهنگی فکری در بین شان توصیه و پافشاری میکند، وحدت عقیده و اتحاد فیمابین مسلمانان را مهمترین ضرورت وقت میداند، و یگانهء راه نجات امت اسلامی را رفتار، کردار و دنبال کردن نقش قدم سلف صالحین و ائمهء مجتهدین میداند.

زندگی شخصی ایشان:

ملا محمد عمر (مجاهد) که بیشترین عمر زندگی خود را در تعلیم و مطالعهء علوم دینی، جهاد، دعوت و خدمت در راه اسلام سپری کرده است، در لیست مقامات معاصر افغانستان شاید فقیرترین و شخصی که از دارائی های بیت المال استفاده نکرده باشد، شمرده شود، زیرا ایشان نه در زمان جهاد قبلی با استفاده از نفوذ جهادی خویش کدام کاری برای سر و سامان دادن به زندگی شخصی خود کرده است و نه هم در زمان حاکمیت سرتاسری هفت سالهء امارت اسلامی.

ملا محمد عمر (مجاهد) تا هم اکنون نه کدام ملکیت خانهء شخصی برای بود و باش دارد، و نه هم در بانک های کشورهای خارجی کدام سرمایه و پول نقد.

در سال 1378 هجری شمسی مصادف با 1999 میلادی که شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریم های اقتصادی یکجانبه و ظالمانه ای را علیه افغانستان وضع نمود و حکم انجماد حساب های مالی مقامات طالبان در بانکهای خارجی را صادر کرد، ملا محمد عمر مجاهد بحیث امیر امارت اسلامی افغانستان ، عالی ترین مقام امارت بود که در بانکهای داخل افغانستان و یا هم خارج از کشور بنام شخصی و یا مستعار دارندهء کدام حساب مالی نبود.

در زمان حاکمیت امارت، هنگامیکه محل مسکونی ایشان از سوی دشمنان هدف حملات مرگبار قرار گرفت و علاوه بر شهادت اعضای نزدیک فامیلشان، سبب شهادت تعداد کثیر دیگر گردید، تعدادی از مقامات امارت به منظور حفاظت ایشان در شمال غرب شهر قندهار در ساحهء پائین کوتل کوه در باباصاحب که در اطراف و نزدیکی آن کدام آبادی و ساحهء رهائشی ملکی نبود، برای ایشان یک محل سکونت و دفتر مقام امارت اسلامی اعمار کردند، که آنهم از نگاه ملکیت از تصرفات و ملکیت عمومی بیت المال شمرده میشد، نه ملکیت شخصی ایشان.

در سال 1375 هجری شمسی مصادف با 1996 میلادی وقتیکه از جانب یکهزار و پنجصد تن از علماء کرام و شیوخ لقب امیر امارت اسلامی به ایشان داده شد، ایشان بجای احساس خوشحالی از سپردن امارت، به حدّی گریه کرد که پتوی روی شانه اش از اشک چشمانش تَر گردید، ایشان در آخر جلسه در خطابیهء تاریخی خود به علماء کرام و حاضرین گفت:” ای علماء! شما از نگاه علم شرعی خود، حیثیت ورثاء حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم را دارید، شما که امروز بار این مسئولیت سنگین را بدوش من گذاشتید، در حقیقت مسئولیت استقامت و انحراف آن بدوش شماست!

ای استادان محترم و ای علماء! اگر خدای ناخواسته از ما در این امانت عظیم مسلمین کدام تقصیر و انحراف صورت میگیرد، تصحیح و اصلاح آن مسئولیت شرعی شماست، شما در روشنائی علم شرعی خود به این طلباء در مورد رفتن بر صراط المستقیم و استقامت رهنمائی کنید، اگر از این طلباء در تنفیذ احکام اسلامی کوتاهی و انحراف صورت میگیرد، و شما آنرا مشاهده می کنید و در مورد تصحیح و اصلاح آن چیزی نگوئید، مسئولیت آن در نزد خداوند بدوش شماست، و من در روز سئوال و جواب (آخرت) به گریبان شما دست می اندازم“.

شخصیت و مزاج طبیعی ایشان:

ملامحمد عمر(مجاهد) در کنار خاموشی و کم گُوئی، یکنوع ظرافت و مزاج نیکو دارد، ایشان خود را بر دیگران بزرگتر و بالاتر نمیداند، اگر چه در مقام، منصب و سن از ایشان پائینتر باشد، با رفقاء و دوستانش بسیار صمیمی، مشفق، مهربان و احترام مقابل دارد، در مجالس بیشتر در مورد جهاد سخن می گوید.

مصروفیت روزانهء ایشان در وضعیت کنونی:

شرایط امنیتی و مشکلات کنونی و تعقیب بسیار شدید دشمن بر وظایف معمولی ملا محمد عمر (مجاهد) بحیث زعیم امارت اسلامی در تعقیب و تنظیم امور جهادی کدام تغییری ایجاد نکرده است.

ایشان روزانه کار خود را با عبادت الله عزوجل و تلاوت قرآن کریم آغاز میکند و در وجود فرصت، تفاسیر مختلف قرآن کریم و احادیث را مطالعه میکند، امور جهاد جاری بر خلاف اشغالگران را با جدیّت مراقبت و تعقیب می کند، برای تنظیم و ترتیب امور جهادی و نظامی به طریقهء مشخص به قومندانان جهادی اوامر و توجیهات صادر می کند، با تعقیب منابع نشراتی جهادی، رسانه های خبری جهانی از پیشرفت ها و موفقیت های جهادی بر خلاف اشغالگران و موضوعات دیگر عرض حال میکند، و از این طریق از حوادث و واقعات روزانهء کشور و جهان باخبر میشود، این مصروفیتها عمده ترین مشغلهء روزانهء ایشان است.

امارت اسلامی تحت رهبری ملا محمد عمر مجاهد:

امارت اسلامی افغانستان تحت رهبری ملا محمد عمر مجاهد بتاریخ 15 محرم الحرام سال 1415هجری قمری بحیث یک حرکت اسلامی بنیاد نهاده شد، و بعد از آن مراحل مختلف پیشرفت را طی نمود، با حمایت هزاران تن از علماء کرام، مجاهدین و اکثریت قاطع ملت مجاهد، افتخار نفاذ حاکمیت اسلامی بر 95% خاک کشور را بدست آورده است، بحیث یک امارت اسلامی منزّه و پاک، هنوزهم بر اکثریت مناطق کشور کنترول دارد و مشغول مبارزات مسلحانه بر علیه غرب و اشغالگران کفری است.

ملا محمد عمر مجاهد بحیث زعیم و امیر در راس تشکیلات کنونی امارت اسلامی افغانستان قرار دارد، تحت رهبری ایشان مقام نیابت امارت، شورای رهبری، قوهء قضائیه، کمیسیون های 9 گانهء اجرائیه و 3 ادارات دیگر فعالیت دارند، که این تشکیل و ساختار کنونی امارت اسلامی است.

مقام نیابت امارت، علاوه بر مراقبت و نظارت تمام ادارات ماتحت، کارها و راپورهای آنان را نزد امیرالمومنین میرساند و هدایات و اوامر رهبر امارت را به تمام ادارات ذیربط میرساند.

شورای رهبری امارت اسلامی در حدود بیست تن اعضاء دارد، اعضائ این شورا از سوی زعیم امارت اسلامی تعیین میشوند، و مجالس و نشست های خود را تحت ریاست نائب امارت انجام میدهند، این شورا در تمام امور مهم سیاسی، نظامی، اجتماعی و دیگر مسائل مهم، مشوره و فیصله می کند.

قوهء قضایه امارت اسلامی یک تشکیل مستقل و وسیع است که بر محاکم ابتدائیه، مرافعه و ریاست عالی تمیز مشتمل است و در امورات مربوط به خود فعالیت می کنند.

با توجه به شرایط حاضر و تقاضای وقت در تشکیل امارت اسلامی 9 کمیسیون ایجاد گردیده است، و با توجه به ضروریات جریان جاری جهاد، بزرگترین کمیسیون ، کمیسیون نظامی است که بر ده حلقه مشتمل است، در تشکیلات کمیسیون نظامی برای 34 ولایات افغانستان، مسئولین نظامی یا والیان، مسئولین نظامی ولسوالی ها، همچنین در سطح ولایات و ولسوالی ها کمیسیون هایی نیز فعالیت می کنند که مسئولیت مراقبت امور نظامی و ملکی را بر عهده دارند.

کمیسیون های دیگر شامل ذیل هستند:

کمیسیون امور سیاسی، کمیسیون فرهنگی، کمیسیون اقتصادی، کمیسیون صحت، کمیسیون تعلیم و تربیه، کمیسیون دعوت و ارشاد(جلب و جذب)، کمیسیون اسراء، و کمیسیون امور مؤسسات.

ادارات دیگر در تشکیل امارت اسلامی قرار ذیل اند:

ادارهء جلوگیری از تلفات ملکی، ادارهء شهداء و معلولین و ادارهء جمع آوری و تنظیم بعضی از عواید.

امارت اسلامی تحت رهبری ملا محمد عمر مجاهد بحیث یک نظام برحال و منظم از مدت دو دهه بدینسو بر اکثریت مناطق افغانستان حاکمیت دارد، در ساحات و مناطق تحت تسلط خود نظام اسلامی را به معنای واقعی آن حاکم نموده است، امنیت عامه را تامین نموده و سر، مال ، عزت و ناموس ملت مسلمان را محفوظ کرده است.

در این مدّت امارت اسلامی بحیث یگانه نظام اسلامی برحال منطقه با آزمونها و مشکلات فراوانی روبرو گردیده است، اما لله الحمد به فضل و مرحمت الله تبارک و تعالی تا اکنون از تمام آزمونها سرفراز و موفق بیرون آمده و هربار در شرایط بسیار سخت و طاقت فرسا، استقامت و استواری خود را تثبیت کرده است.

حفظه الله تعالی و رعاه

پایان

ترتیب : شعبه تاریخ، کمیسیون امور فرهنگی امارت اسلامی افغانستان


Leave a Reply !



//